![]() |
![]() |
|
| اول یار اخر یار |
|
اره منم یه پسر دایی بیشتر ندارم که شاید خودش نمیدونه چقدر دوستش دارم دلم میخواد خودتو معرفی کنی.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
هنوزم همه چیز تموم نشده فکر کنم!
هنوزم میشه امید داشت فکر کنم! هنوزم میشه به خدا...خدایی که..چی بگم..هنوزم میشه به خدا توکلی کرد و شاید نتیجه گرفت فکر کنم! دیگه آپ نمی کنم تا وقتی که تو... خدا حافظ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
تنهام...تنهام..تنهام...
دلم خیلی شکسته و تنهاس...کاش کنارم بودی راحت ت مشد تحملش کرد اگه تو کنارم بودی
دلم برات خیلی تنگ شده....
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
نمی دونی چقد دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونی هات نوازشات بوسیدنت... خوش به حال اون کسی که دستای تو رو میگیره. چشمای نازت شد مال اون. خوش به حال اونی که صاحب خنده های پاک و شیرینت میشه و خوش به حال اونی که شونه های تورو بغل میکنه.... دلم خیلی برات تنگ شده.خیلی تنهام ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
دیدی اون وعده هایی که رنگی بود تمومش فقط واسه قشنگی بود
دیدی اون نخواست برم به بدرقه اش دیدی که باختم توی مسابقه اش دیدی مهربونیا رو زد کنار رفت و چشمامو گذشات تو انتظار دیدی رفت نذاشت پای سرنوشت گفت شاید ببینمت توی بهشت دیدی بی خداحافظی روونه شد دل من وقتی شنید دیوونه شد امون از عاشقیای چند روزه که فقط یکی تو عشقش می سوزه چه کنم خدا پشیمونش کنه یا که مثل من پریشونش کنه رفت و دیگه نمیاد به شهر ما بهتره بسپرمش دست خدا
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
شکست عهد منو گفت هر چه بود گذشت
به گریه گفتمش آری ولی...چه زود گذشت بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
تا نیاز آدمی جوشد از بیدار
ای بهار نامبارک مقدمت ناشاد من کدامین دست ها را بفشرم با شوق تا بگویم عیدتان اینک مبارک باد نمی دونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
چی می شد دست منو تو همیشه تو دست هم بود از ما هر چی که می گفتن واسه ی عاشقی کم بود چی می شد می سوخت دلامون واسه التماس سیبا چی می شد دنیا رو یک شب بسپریم دست غریبا چی می شد منو تو یک شب ببری به زیر بارون حتی به قیمت مرگ عزت و آبروهامون من خودم دیدم ستاره نور نداره بی فروغه تو اصلا دوسم نداشتی هر چی که گفتی دروغه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
نمی دونم از کجا شروع کنم قصه ی تلخ سادگی مو؟
نمی دونم چرا قسمت می کنم روزهای خوب زندگی مو چرا تو اول قصه همه دوسم می دارن وسط قصه میشه سر به سر من میذارن تا می خواد قصه تموم شه همه تنهام میذارن می تونم مثل همه دو رنگ باشم دل نبازم میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یه نیش زبون بترکه و خراب بشه تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه می تونم بازی کنم با عشق و احساس کسی می تونم درست کنم ترس دل و دلواپسی میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم می تونم پشت دلا قایم بشم کمین کنم یه نفر پیدا بشه بمن بگه چی کار کنم با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم ؟ من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره؟ توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
حالا که می خوای بری بذار نگاهت بکنم
چون یه بار دیگه میخوام این دلو ساکت بکنم یه چیزی فقط بذار واسه روز تولدت هدیه مو بیارمو بازم بدم دست خودت سپردمت من دس خدای گلدون خوب مواظب خودت باش بخدا سرده زمستون
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد کهنه قالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم گرنداری کوزه خالی می خرم اشگ در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا کادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت : آقا ...سفره خالی می خرید؟ ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه دیوار اتاقت از عکسم خسته شه میرم تا بارون منو یاد تو نندازه میرم یه جای تازه میرم یه جای تازه میرم با چشمای خسی و قلبی بی گناه میرم حتی نمی اندازی بمن یک نگاه هر جا میرم اما بازم یادت میفتم اینو به همه گفتم میرم جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست کاش کاش می شد تا ببینی من اینجا چه تنهام وقتی که تو نباشی بهم میریزه دنیام اینجا کسی نیست با چشمای ناز و روشن بی تو چه غریبم من بی تو چه غریبم من از هرجا رد می شم میاد عکست رو به روم سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم دارم آروم آروم مرگ و به جون می خرم دیدی چی اومد سرم دید چی اومد سرم میرم جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
شب مهمونی ابرا شب خالی از ستاره شب انتظار بارون که بباره یا نباره رونده از تموم دنیا مرد کوچه گرد پاییز آخرین رهگذر شب با ترانه ایی غم انگیز حالا من مونده ی سایم که اونم عمری نداره وقتی آخرین چراغ کوچه پلک رو هم می ذاره می ریزه غم صداشو تو سکوت سرد کوچه همه ی سرودش اینه بازیه زندگی پوچه خیلی ها نشون می دادن منو با حرف و اشاره بهم ام می گفتن اینه عاشقه هزار ستاره
حالا من مونده ی سایم که اونم عمری نداره وقتی آخرین چراغ کوچه پلک رو هم می ذاره
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
خدایا خودت کمک کن این چندمین باره دست دعا به سمت تو بلند می کنم نذار نا امید برم از درگاهت. خدایا...... ! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
امسال شمع ۲۲ رو هاموش کردم و ارزو کردم که سال دیگه کنار نارون
۲۳ رو فوت کنم بیا در کوچه باغ شهر احساس شکست لاله را جدی بگیریم اگر نیلوفری دیدیم زخمی برای قلب پر دردش بمیریم اگر صد بار قلبی را شکستیم بیا یکبار با احساس باشیم کنار هر دلی یک شکع سرخ هست بیا به حرمتش پروانه باشیم بیا از قلبمان روزی بپرسیم که تا حالا در این دنیا چه کردیم؟
دلم برات تنگ شده خوش به حال پارسال که دستت تو دست خودم بود چا رفتی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
دست گذاشتم رو یکی که یه قشون خاطر خواشن
دست گذاشتم رو کسی که عاشقم نمی دونست دست گذاشتم رو کسی که مجنونا دیوونشن دست گذاشتم رو یکی که داشتنش خوابه هنوز دست گذاشتم رو یکی که عادتش نساختنه دست گذاشتم رو یکی ما رو چه به فرشته ها دست گذاشتی رو کسی که از تو خندش می گیره دست گذاشتم رو کسی که دست گذاشته رو همه ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
دیدی اونی که دلمو بهش دادم
رفت و از چشمای نازش افتادم دیدی! خولستمش ولی منو نخواست اینم از بازی های دنیای ماست داغ دلت هر وقت که می شه تازه بهش بگو با روزگار بسازه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو تو هم کنارم نمی مونی
نصف زندگی نگاهه بقیش همه گناهه خدا رو انگار گذاشتن رو زمین و بر مداشتن ...........
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
تو شدی مال دیگری چه جور دلت اومد بری؟
بارون شدیده نازنین از تو بعیده نازنین
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
راست می گه هر چی اون بگه
من کجا و دیوونگی چه جور به حرفش گوش کنم اون گفت بچسب به زندگی خلاصه که اخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم اون گفت برو تا بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم نشد منم واسه یه بار به آرزو هام برسم گذشته کار از کارمون دیر شده بخدا قسم...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
امروز یکشنبه نخستین بارون پاییزی سال ۸۶ زمین رو خیس کرد و
بوی نمش همه جا پیچید.قبلا ها از بارون لذت بیشتری می بردم. اما الان.....بارون پاییزی امروز بعد از ظهر رو به همراه چند بیت از ترانه ی بارون از گزوه آریان به نارون سزسبزم تقدیم میکنم. از کوچه میاد باز صدای پاش میزنه به شیشه با قطره هاش میپیچه صداش توی هر خونه باز....... بارونه.....بارونه بارونه.... بارونه بارونه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
تقریبا سه ماهه این وبلاگ رو اپ نکردم خیلی گرفتار بودم
بالاخره هم نشد هم زمان با تولد نارونم اپ کنم.امسال نارون نمیاد این امید رو از ادم میگیره اما یه چیزایی بهم گفته شاید بیاد نمی دونم بهر حال تولدش مبارک. این هم تقدیم به نارون سر سبز و قشنگم الهی دورت بگردم عزیزم تولدت مبارک
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
این شعر قشنگ رو برادر خوبم اقای وحدت برای من فرستاد که ترجیح دادم اونو با عکس برای شما دوستان نارونی ام بذارم. از وحدت گرامی خیلی ممنونم دستش درد نکنه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
با سلام به تمامی دوستان این وبلاگ نارونی و اما خصوصیات نارونی من:
۱ـ سعی می کنم همه رو اون طوری که هستن دوست داشته باشم. ۲ـ اگه عصبانی بشم دیوانه می شم. اصلا غیر قابل تحمل. ۳ـ اگر این سه چیز در زندگیم نباشه می میرم (گروه آریان-موسیقی-کامپیوترم) ۴ـ یه مقدار ادم کم تحملی هستم و خب میدونم که این اصلا خوب نیست. ۵ ـ یه مقداری شکمو هستم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
تقدیم به سید الشهدا سالار شهیدان اقا امام حسین (ع) :
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط نارون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به یک درخت نارون سبز و بر افراشته قامت در اونطرف دنیا تقدیم شده.
مژگان سیاهش کرد هزاران رخنه در دینم. |
|
RSS
|